Theatre
Best Theatre Of Iran & World
IRANIAN-FILMS
Archive ALL Iranian Films
Consert
Best Concerts AND Opera

AsDL  

بــه نــام خــــدا : باسلام خدمت کاربران محترم آس دی ال. در این سایت قصد داریم با همراهی و حمایت های شما عزیزان و با کمک تیم باتجربه ی آس دی ال یکی از جامعترین آرشیوهای مسابقات ورزشی، کنسرت، سمفونی، اپرا، تئاتر، فیلمهای ایرانی، موزیک بی کلام و مستند را گردآوری کرده و در اختیار علاقمندان با سلایق مختلف قرار دهیم. امیدواریم ما را در این راه با بیان نقطه نظرات خودتون تنها نگذارید.

VIP USER  

خرید اشتراک

ADS  

دانلود اپرای دون ژوان اثر موتسارت-اجرای سال ۲۰۰۰و۲۰۱۵

  • بازدید : 1,452 views
  • تاریخ : ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
  • نويسنده : ادمین
  • ۳ نظر

دانلود اپرای زیبای دون ژوان با آهنگسازی آمادیوس موتسارت و اپرانامه لرنزو داپونته

 

 

     رسانه آس دی ال در جهت حمایت از سلیقه بسیاری از هنرمندان و علاقمند به هنر نمایشی و موسیقی کلاسیک سعی بر آن دارد اپراهای برتر دنیا را در سایت قرار دهد تا این خلع موضوعی در بین سایت های ایرانی رفع گردد و امیدواریم مورد پسند و استفاده هنرمندان و علاقمندان قرار بگیرد. هر هفته در رسانه آس دی ال منتظر یک اپرای بسیار زیبا باشید.

به عنوان اولین مطلب اپرایی زیبا را انتخاب کردیم که جزو پر اجراترین اپراها در سطح دنیا می باشد با آهنگسازی موسیقیدان معروف آمادیوس موتسارت که در سال ۲۰۰۰توسط گروه توانمند اپرای متروپولیتن اجرا گردیده است. در ادامه توضیحات کاملی را از این اپرا قرار داده ایم.برای مشاهده توضیحات و دانلود اپرا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

اجرای سال: ۲۰۰۰
ژانر: اپرا
مدت زمان: ۱۸۰ دقیقه
کارگردان: Franco Zeffirelli
موسیقی: ولفگانگ آمادئوس موتسارت
کتاب اشعار: لورنزو دا پونته
رهبر ارکستر: جیمز لوین
ارکستر و گروه کر: اپرای متروپولیتن
کیفیت ویدئو: ۴۸۰p
فرمت : MP4
کدک صوتی: FLAC

0a1fb8da1e4bc56804beff84d442b8be3330553619147977d84e3bfef904e869b238f538b22d0d5c24a221bd84f4caec

 

 

 

 

 

Download Part1  –   Download Part 2

برای دانلود باید اشتراک سایت را تهیه بفرمایید(کلیک کنید)

——————————-

اجرای سال: ۲۰۱۵
مدت زمان: ۱۸۰ دقیقه
موسیقی: ولفگانگ آمادئوس موتسارت
ارکستر و گروه کر: اپرای مونت کارلو
کیفیت ویدئو: 704×396 فرمت : MKV

33aec63230ef 146d3b3c1a20 6688e9956abb d2453e7c7638 ef550935a688

 

Download 2015

———————————–

   دون ژوان (یا دون جووانی) اپرایی در دو پرده با آهنگسازی موتسارت می‌باشد که اپرانامه آن توسط لرنزو دا پونته نوشته شده است. داستان این اپرا بر اساس شخصیت افسانه‌ایی دن خوان (یا دون ژوان) شکل گرفته که فردی اغواگر زنان می‌باشد. این اپرا نخستین بار در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۷۸۷، توسط اپرای ایتالیایی پراگ در خانه نمایش پراگ به روی صحنه رفت. اپرا نامه دا پونته به مانند بسیاری از آثار آن زمان، بصورت نمایشی دراماتیک و سرگرم کننده – همراه با بازیها و گفتارهای گاه شوخی و گاه جدی – رده بندی شد. اپرای دون جووانی هم اکنون در بین اپراهایی که بیشترین اجرا را در سراسر دنیا داشته‌اند، رتبه دهم را به خود اختصاص داده و نکات و پیامهای پر باری را برای فلاسفه و نویسندگان به ارمغان آورده است.

نقش نوع صدا
دون جووانی ؛ نجیب زاده ایی جوان  باریتون
لپورلو ؛ خدمتکار دون جووانی باس
کماندتور ؛ پدر دونا آنا باس
دونا آنا ؛ دختر کماندتور و نامزد دون اتاویو سوپرانو
دون اتاویو تنور
دونا الویرا ؛ بانویی از بورگوس ، رها شده توسط دون جووانی سوپرانو
ماستو ؛ یک روستایی باریتون
زرلینا ؛ نامزد ماستو سوپرانو
گروه کر روستاییان، خدمتکاران، بانوان جوان، موزیسین‌ها و شیاطین

داستان اپرا:

پرده یک

نمای اول – باغ کماندتور

لپورلو – پیشخدمت دون جووانی – از کار سخت و زیاد خود شکایت می‌کند . دون جووانی در حال فریب دادن دختر کماندتور – دونا آنا – میباشد و لپورلو مراقب اطراف است. جیووانی صورت خود را با ماسک پوشانده؛ دونا آنا که راضی به برقرای ارتباط با او نیست، محکم بازوان او را چسبیده و سعی دارد مانع فرار مرد شده و او را بشناسد . دونا آنا شروع به داد و فریاد کرده و کمک می‌خواهد؛ پدرش سر می‌رسد و مرد جوان را به خاطر آزار رساندن به دخترش به مبارزه می‌طلبد. دونا آنا با شتاب به سمت خانه میرود تا نامزدش – دون اتاویو – را به کمک پدر بیاورد؛ اما قبل از رسیدن آنها، دون جووانی پدرش را میکشد و به همراه لپورلو فرار می‌کند. دونا آنا با دیدن جسد خونین پدر، بسیار وحشت زده شده و تصمیم به تلافی می‌گیرد؛ او از اتاویو نیز می‌خواهد که به انتقام جوئی سوگند خورده و او را در این راه یاری کند .

نمای دوم – میدانگاهی عمومی بیرون از قصر دون جووانی

جووانی و لپورلو وارد صحنه میشوند. آنها صدای زنی (دونا الویرا) را میشنوند که آوازی غمناک میخواند و از اینکه معشوقه اش رهایش کرده شکایت می‌کند و قصد انتقام دارد . دون جووانی به زن نزدیک شده و تظاهر به دلجوئی می‌کند؛ الویرا هم بلافاصله او را شناخته، وی را از خود میراند و می‌گوید که این ناراحتی‌ها به خاطر بی وفائی‌های اوست. زن فریب خورده از اینکه جووانی سه روز پس از اینکه به او قول ازدواج داده ترکش کرده، گله می‌کند و به مرد لاابالی هشدار میدهد که رفتارهای ناشایست او عقوبت سنگینی را در پی خواهد داشت. جووانی از پیشخدمتش می‌خواهد که با الویرا صحبت کند و حقایق را به او بگوید.

لپورلو به الویرا می‌گوید که جووانی ارزش عشق پاک او را ندارد و تعداد زنان فریب خورده توسط وی را از روی کتابچه فهرستی، برایش می‌خواند : " ۶۴۰ نفر در ایتالیا، ۲۳۱ نفر در آلمان، ۱۰۰ نفر در فرانسه، ۹۱ نفر در ترکیه، و اما در اسپانیا … فقط ۱۰۰۳ نفر!  روشن شدن حقایق، الویرا را عصبانی تر کرده و برای انتقام جوئی مصمم تر میشود.

همگی از صحنه خارج شده و یک کاروان عروسی به همراه زرلینا و ماستو (عروس و داماد) وارد میشوند. کمی بعد دون جووانی و لپورلو سر میرسند. جووانی مجذوب زیبایی زرلینا میشود و برای کنار راندن ماستو به آنها پیشنهاد میدهد که جشن عروسیشان را در قصر او بر پا کنند. ماستو متوجه نقشه شوم جووانی شده و به شدت خشمگین میگردد.

دون جووانی نوعروس را به خلوتی کشانده و شروع به ابراز عشق می‌کند ؛ وقتی به دخترک قول ازدواج میدهد الویرا سر رسیده و مانع فریب خوردن زرلینا میشود  و او را از آنجا دور می‌کند.

اتاویو و آنا در پی انتقام جوئی از قاتل ناشناخته پدر آنا هستند. آنا ناآگاه از اینکه مشغول صحبت با قاتل پدرش است، از جووانی تقاضای کمک می‌کند. جووانی هم خوشحال از اینکه هویتش هنگام آزار رساندن به او و کشتن پدرش فاش نشده، به آنا قول یاری میدهد و از وی می‌خواهد که در این مورد بیشتر توضیح دهد. قبل از اینکه او شروع به شرح ماجرا کند، الویرا بازمی‌گردد و از اتاویو و آنا می‌خواهد که به جووانی اعتماد نکنند چرا که او یک فرد دغل کار و سنگدل است؛ جووانی هم سعی می‌کند اتاویو و آنا را متقاعد سازد که الویرا دیوانه است . با توضیحات الویرا و یافتن شباهت صدای جووانی با صدای قاتل پدر، دونا آنا متوجه میشود که جووانی همان مرد قاتل است ؛ اما اتاویو هنوز متقاعد نشده و برای اطمینان سعی می‌کند که چشم از جووانی بر ندارد .

لپورلو سرورش را از حضور روستاییان در قصر مطلع میسازد و از تمامی آنچه که به قصد پرت کردن حواس ماستو و به دام انداختن زرلینا انجام داده، برای جووانی شرح میدهد؛ او ادامه میدهد که در نهایت حضور الویرا تمامی نقشه‌هایش را بر آب کرده است. اما جووانی با بی تفاوتی و انبساط خاطر از او می‌خواهد که یک میهمانی تدارک ببیند و هر دختری را که دید به آن دعوت کند؛ سپس با هم به قصر میروند.

پرسه زدن‌های جووانی در اطراف زرلینا، ماستو را به شدت حسود و خشمگین کرده است. زرلینا سعی میکند از نامزدش دلجوئی کند  و در حالیکه عشق پاک و وفا داریش را به او ابراز می‌دارد، دون جووانی به سمت آنها نزدیک میشود. ماستو همان اطراف در جایی پنهان میشود تا عکس‌العمل زرلینا را در مقابل کلمات عاشقانه جووانی ببیند. زرلینا هم سعی در مخفی شدن دارد اما نجیب زاده هوسباز او را می‌یابد و شروع به فریب دادنش می‌کند. ماستو بعد از مدتی تاب ایستادن و تماشا کردن را نمی‌اورد و از مخفی گاهش بیرون میاید. جووانی به محض دیدن ماستو، شروع به سرزنش وی می‌کند که چرا نامزدش را تنها گذاشته؛ سپس این دو را (موقتاً) دست به دست داده و به شادمانی و رقص در سالن مجلل قصر دعوت می‌کند.

الویرا، آنا دونا و اتاویو با ماسک صورت خود را پوشانده و خواهان ورود به قصر هستند؛ لپورلو هم با دستور جووانی آنها را به داخل دعوت می‌کند. الویرا برای انتقام و اتاویو و آنا هم برای حفاظت و امنیتشان دعا میکنند .

نمای سوم – سالن رقص

دو ارکستر جداگانه در حال نواختن موسیقی‌های شاد هستند. لپورلو شروع به رقصیدن با ماستو و سرگرم کردنش می‌کند؛ جووانی نیز از این فرصت استفاده کرده و زرلینا را به اتاق خصوصیش میبرد. مهمانها مشغول رقص و شادمانی اند که صدای جیغ زرلینا توجه همه را به خود جلب می‌کند. ماستو متوجه غیبت جووانی و زرلینا میشود و جووانی هم برای سرپوش گذاشتن بر ماجرا، شروع به کتک زدن لپورلو میکند و آزار و اذیت زرلینا را گردن او میندازد. اتاویو، آنا و الویرا نزد جووانی میایند؛ اتاویو تپانچه ایی را به سمت وی گرفته و به او میگوید که آنها از تمامی جنایاتش با خبرند و قصد تلافی دارند؛ سپس ماسک خود را برمیدارند اما قبل هر گونه اقدامی، جووانی موفق به فرار میشود.

پرده دو

نمای اول – بیرون خانه الویرا

لپورلو از این همه نیرنگ و دغل کاری خسته شده و قصد ترک قصر را دارد. جووانی با مقداری پول او را راضی به ماندن کرده و از او برای دست یافتن به ندیمه زیبای الویرا یاری می‌خواهد. برای این منظور جووانی از لپورلو می‌خواهد که لباسش را با او عوض کند؛ زیرا معتقد است در لباس یک خدمتکار برای یک ندیمه جذاب تر به نظر خواهد رسید تا در لباس یک اشراف زاده. الویرا کنار پنجره میاید ؛ جووانی هم برای خنده و سرگرمی گوشه ایی قایم میشود و لپورلو را – در لباس جووانی – نزدیک پنجره می‌فرستد.

جووانی شروع به آواز خواندن برای الویرا می‌کند و ابراز می‌دارد که توبه کرده و قصد دارد برای همیشه کنار او بماند. لپورلو که پشت به پنجره داشته، با حرکات دست وانمود می‌کند که خودش آواز می‌خواند و سعی دارد که نخندد. پس از مدتی الویرا حرفهای او را باور می‌کند و راهی بیرون خانه میشود. در این فاصله دون جووانی از لپورلو می‌خواهد سعی کند که متین و با وقار – مانند یک نجیب زاده – رفتار کند و الویرا را مدتی سرگرم سازد. جووانی هم سراغ ندیمه الویرا رفته و آوازی عاشقانه برایش سر میدهد .

قبل از اینکه جووانی بتواند ندیمه را فریب دهد، ماستو و دوستانش سر میرسند؛ آنها در جستجوی جووانی هستند و قصد کشتن او را دارند. جووانی با آنها مواجه میشود؛ او که در لباس لپورلو بوده، وانمود می‌کند که خدمتکاری بیش نیست و از سرور خود هم به حدی متنفر است که حاضر به همکاری با آنهاست. جووانی به بهانه محاصره قصر، هر کدام از دوستان ماستو را به سمتی می‌فرستد  و در آخر هم با حقّه ایی اسلحه ماستو را از او می‌گیرد؛ سپس کتک مفصلی به او زده و با قهقهه از آنجا دور میشود.

زرلینا میاید و با دیدن بدن زخمی و کبود نامزدش، شروع به دلداری و ناز و نوازش او می‌کند .

نمای دوم – یک حیاط تاریک

لپورلو الویرا را رها می‌کند؛ در حال فرار اتاویو را می‌بیند که مشغول دلداری دادن آناست. لپورلو سعی می‌کند به آرامی از لای یک در بگریزد که همان موقع زرلینا و ماستو در را باز کرده، او را در لباس جووانی دیده و مانع فرارش میشوند. آنا و اتاویو، لپورلو را تهدید به مرگ میکنند؛ اما الویرا – که هنوز فکر می‌کرده که او جووانیست – مانع میشود و از آنها می‌خواهد که به همسر آینده اش رحم کنند.

اتاویو و آنا به اضافه ماستو و زرلینا همچنان قصد انتقام دارند که لپورلو کلاه و لباس‌هایش را کنار زده و چهره واقعی خود را به آنها نشان میدهد؛ او التماس بخشش کرده و در یک فرصت مناسب از مهلکه می‌گریزد. با مشاهده وقایع پیش آمده، حالا دیگر اتاویو مطمئن شده که جووانی قاتل پدر آناست و قسم به تلافی جوئی می‌خورد. الویرا نیز از خیانت‌های جووانی خشمگین است ولی از طرفی هنوز او را دوست دارد و دلش برایش می‌سوزد .

نمای سوم – یک قبرستان و مجسمه ایی از کماندتور

لپورلو از مشکلات و بلاهایی که پوشیدن لباس جووانی سرش آورده برای سرورش تعریف می‌کند اما جووانی او را به مسخره می‌گیرد و می‌گوید که در عوض پوشیدن لباس‌های لپورلو برایش کلی فایده داشته و باعث شده که بتواند با یکی از زنان مورد علاقه او ارتباط برقرار کند. لپورلو از این کار جووانی اصلاً خوشش نمی‌اید و نگران میشود که مبادا آن زن همسرش بوده باشد؛ جووانی هم در جواب می‌گوید: "چه بهتر" و فقط میخندد.

صدایی از مجسمه به گوش می‌رسد که: "این خنده‌ها تا طلوع صبح فردا دوام نخواهد یافت." جووانی به خدمتکارش دستور میدهد که به مجسمه نزدیک شود؛ لپورلو به شدت وحشت زده شده و امتناع می‌کند؛ اما جووانی او را با شمشیر تهدید کرده و وادار به این کارش میکند. لپورلو نوشته روی مجسمه را می‌خواند: "من برای انتقام جوئی از قاتلم اینجا هستم." سپس از ترس شروع به لرزیدن می‌کند اما جووانی با ضرب و شتم او را مجبور می‌کند کنار مجسمه رفته و او را به شام دعوت کند. اضطراب و وحشت بیش از حد لپورلو باعث شد که سرانجام جووانی شخصاً مجسمه را به قصرش دعوت کند  و مجسمه هم جواب مثبت میدهد.

نمای چهارم – اتاق دونا آنا

اتاویو از آنا می‌خواهد که هر چه زودتر ازدواج کنند اما آنا بدلیل درگذشت پدر و شرایط روحی نامناسب این را جایز نمی‌داند. اتاویو از جواب آنا آزرده میشود اما آنا به او اطمینان میدهد که به عشقشان پایبند است و فقط کمی فرصت لازم دارد .

نمای پنجم – تالاری در قصر دون جووانی

میز مجلل و شام مفصلی با پذیرائی لپورلو تدارک دیده شده و ارکستر مشغول نواختن موسیقی هایی از اپراهای اواخر قرن هجدهم است ((قطعه "O quanto in sì bel giubilo" از اپرای "یک چیز نادر (۱۷۸۶)" اثر مارتین سولر، "Come un agnello" از اپرای "نفر سوم یک دعوای دوطرفه (۱۷۸۲)" اثر سارتی و "Non più andrai" از اپرای "ازدواج فیگارو (۱۷۸۶)" اثر خود موتسارت)). الویرا برای اثبات عشقش به جووانی پیش او میاید و اعتراف می‌کند که دیگر هیچ کینه ایی از او به دل ندارد و فقط نگرانش است  . جووانی از حرفهای زن جوان تعجب می‌کند و می‌پرسد که حالا چه انتظاری از وی دارد. الویرا هم درخواست می‌کند که لاابالی گری‌هایش را کنار بگذارد و زندگی جدیدی را همراه با عشق و تعهد آغاز کند؛ اما جووانی حرفهای او را به مضحکه می‌گیرد و مستی و معاشقه با زنان را دلیل و نشانه شکوه خلقت آدمیزاد میداند  ؛ الویرا هم با اندوه و دلی شکسته آنجا را ترک می‌کند. لحظاتی بعد صدای جیغ وحشت او از بیرون قصر به گوش می‌رسد و به داخل میاید تا از در دیگری خارج شود. جووانی لپورلو را می‌فرستد تا دلیل این وحشت را پیدا کند که خدمتکار بیچاره نیز از ترس فریاد بلندی می‌کشد و باز میگردد. لپورلو سرورش را از آمدن مجسمه باخبر می‌کند. صدای شوم ضربه‌های محکمی به در شنیده میشود؛ لپورلو از ترس فلج میشود و جووانی به ناچار خود در را باز می‌کند و با مجسمه رو در رو میشود  <<با پایه موسیقی D ماینور از پیش نوا>>).

مجسمه به جووانی توصیه می‌کند که از شانس آخرش استفاده کرده و توبه کند، اما نجیب زاده شرور می‌گوید که هرگز این کار را نخواهد کرد؛ سپس مجسمه به داخل زمین فرو میرود و جووانی مغرور را نیز همراه خود به پایین می‌کشد. صدای همخوانی گروه شیاطین همراه با دود و آتش دوزخ و فریادهای جووانی از داخل چاه به گوش می‌رسد.

دونا آنا و دون اتاویو، دونا الویرا، زرلینا و ماستو به دنبال جووانی هستند که به جای آن لپورلو را – که شاهد همه ماجراها بوده – می‌بینند که از ترس میلرزد؛ آنها در مییابند که جووانی به سزای اعمال خود رسیده و حالا دیگر مرده است.

آنا و اتاویو قرار میگذارند که پس از گذشت یک‌سال از مرگ پدر آنا، ازدواج کنند. الویرا تصمیم می‌گیرد که باقی عمرش را در صومعه بگذراند. زرلینا و ماستو بالاخره برای صرف شام به خانه‌شان میروند و لپورلو هم با امید داشتن یک ارباب بهتر تصمیم می‌گیرد در یک رستوران مشغول به کار شود.

در پایان نتیجه گیری اخلاقی اپرا بدین صورت بیان میشود که: "سرانجام بدکار همین است؛ مرگ یک گناهکار همیشه منعکس کننده زندگی اوست"

((در گذشته بعضی از رهبران اپرا اعتقاد داشتند پایان نمایش باید با مرگ شخصیت اصلی داستان همراه باشد و قسمت حامل پیام اخلاقی را حذف میکردند اما اعمال نظر آنها چندان دوامی نیافت و این اپرا همچنان به شکل کامل و اولیه خود در حال اجراست.))

 

مطالب مرتبط


۳ دیدگاه در مورد این مطلب ارسال شده ...

  • نويسنده نظر : سهند تاریخ :آذر ۱۱ام, ۱۳۹۴

چه قدر خوب کاری می‌کنید اپراها رو میذارید. باز هم از این کارا بکنید. اپرای “آرایشگر شهر سویل” از روسینی رو خصوصاً

[پاسخ]

morteza پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۱۵:۲۱:

سلام
تشکر از شما
اگر موجود بود قرار می دهیم

[پاسخ]


  • نويسنده نظر : mahdi8886 تاریخ :بهمن ۲ام, ۱۳۹۴

salam.ba tashakor az zahamateton ama part 1 o 2 in opera kk qarar dadid yekie. Confused Confused Confused Confused

[پاسخ]


نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟

تنها دیدگاهای که مرتبط با این پست ارسال شود، تایید می شوند .
اگر می خواهید نمایه (آواتار) شما در کنار نظرتان باشد، از این سایت استفاده نمایید .

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette